تبليغاتX
دل نوشته های یک دختر

دل نوشته های یک دختر

سکوت شبها و تنهایی من

دلتنگی...

 

   

 

   صدایت درگوشم زمزمه می شود ونگاهت درذهن مجسم…

ولی من تو رامی خواهم

نه خیالت را ....

 

 

روزهای دور از تو را

هرگز نخواهم شمرد

تا همیشه بگویم :

همین دیروز بود....

 

 

دلتنگی هــــــــا ... گاه از جنس اشک اند ...

و گاه از جنس بغض ...

گاه سکوت می شوند ... و خاموش می مانند ...

 گاه هق هق میشوند و کش می آیند...

 دلتنگی من برای تو امــــــــــــــا ....

 عجب جنس غریبی دارد !!

 

 

این بار تو بگو “دوستت دارم”

 نترس من آسمان را گرفته ام

تا به زمین نیاید !

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ساعت 22:48 توسط مهدیه |

هوای تو....

 

این نیست حال و هوای گذشته های دور من


اینک حس میکنم تویی زندگی من


گرتو نباشی نیست نفسی برای زنده ماندن من

یک جمله باقی مانده که ناتمام نماند شعر من


خیلی دوستت دارم عشق من

 

 

 میخواهم تو را در این لحظه ،


از من نخواه که آرام بگیرم ،


به خدا خیلی وقت است دلم به هوای آمدنت نشسته

 

+ نوشته شده در شنبه دهم دی 1390 ساعت 18:8 توسط مهدیه |

.....

 

کارت پستال های عاشقانه hot

 

وقتي دستام خالي باشه وقتي باشم عاشق تو


غير دل چيزي ندارم که بدونم لايق تو


هر بلايي سرم اومد همه زجري که کشيدم


همه رو به جون خريدم ولي از تو نبريدم

هرجا بودم با تو بودم هرجا رفتم تورو ديدم

تو سبک شدن تو رويا همه جا به تو رسيدم

اگه احساسمو کشتي اگه از ياد منو بردي

اگه رفتي بي تفاوت به غريبه سرسپردي


بدون اينو که دل من شده جادو به طلسمت

يکي هست اين ور دنيا که تو يادش مونده اسمت

کارت پستال های عاشقانه hot

شب گریه های زار امانم نمی دهد

نفرین روزگار امانم نمی دهد

گفتم ز سوز دل بنویسم برای تو

چشمان اشکبار امانم نمی دهد

یکدم به چشم خسته من خواب ره نیافت

سودای انتظار امانم نمی دهد

هر صبح و شام زخم زبانها و طعنه ی

پنهان و آشکار امانم نمی دهد

دلتنگ پرسه های غروب خزان شدم

افسوس... این بهار امانم نمی دهد

صد بار توبه کردم و صد ره شکستمش

چون نفس نا بکار امانم نمی دهد

گفتم ز یاد می برمش بعد از این ، ولی

این قلب بی قرار امانم نمی دهد

عکس های رمانتیک و عاشقانه

چه زود ازم خسته شدی چه زود از یاد بردی منو

چه زود یکی دیگه اومد جامو گرفت تو دل تو

بهم وفا نکردی و تیشه زدی به قلب من

منو به غم نشوندی و گذشتی از کنار من

نمیدونم به جرم عشق یه عمره که زندونیم

توی آتیش غم تو یه عمره دارم میسوزم

 

عکس های رمانتیک و عاشقانه

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390 ساعت 23:29 توسط مهدیه |

خداحافظ........

چقدر خوبه
کسی هست
که وقتی بهش فکر می کنی !
اونقدر گرم میشی
که یادت میره
اتـــــاقت چقدر سرده ..!

 

رفتنت درسته چون موندن با من اشتباه بود

تو چشم روشن می خواستی ولی چشم من سیاه بود

یادته بهم می گفتی که واسم شعر نمی خونی

این تلافیش من که گفتم آخرش تو نمی مونی

به خدا سخته جدایی اونم از یه بی وفایی

ولی خُب حقیقت اینه من بخوام ،نخوام،رهایی

همیشه خدانگهدار سخته اما چاره ای نیست

دل تو می خواد جدا شه دل من که کاره ای نیست

اولین روز که نگاهم با نگاهت آشنا شد

نمی دونست از بلندی شیشه ی عمرم رها شد

حالا نزدیکه زمینه یه نفس،شاید یه لحظه

فکر نکن پشیمونم من به خدا دروغه محضه

بهونم،نازم،قشنگم صاحب چشمای نافذ

شیشه ی عمرم زمین خورد تا قیامت خداحافظ

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ساعت 19:8 توسط مهدیه |

دوستت دارم....

 


 


 

تقدیم به او که به رسم جاده ها دور است

اما به رسم دل با او هیچ فاصله ای نیست

 

 

 

سهم من از دوری تو چیزی جز دلتنگی به اندازه دریاها ،نگاهی

تاریک همچون شب های بدون مهتاب و لحظه هایی که

  ثانیه به ثانیه میگذرند نیست .

پس ای دوست بشنوصدای دلتنگی مرا ...

  



+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1390 ساعت 23:34 توسط مهدیه |

.......................

 

 

 

 

امشب حالم خرابه چون نیستی دیگه کناره من

حس میکنم نوازشت میده کسی به جای من

امشب مثل دیوونه هام من با خودم حرف میزنم

میخوام فراموشت کنم تیغو روی رگ میزنم

با این حالی که من دارم داری از پیش من میری

چرا چشماتو میبندی میگی از بودنم سیری

با این حالی که من دارم تو این شب گریه های سرد

نمیگی بی تو میمیرم تو این غربت من از این درد

خدا بسته دیگه تردید دیگه از زندگی سیرم

دیگه داغونه داغونم دیگه اروم نمیگیرم

ببخش این قلب ناپاکو میدونم خیلی بد کردم

نرو تنهام نزار امشب بزار از غصه برگردم

نزار با غصه تنها شم منو بگیر تو اغوشت

بزار اروم بشم بازم میون قلب داغونت

همیشه با منی اما تو رو هیچ وقت نمیشناسم

دوستت دارم مثل بارون تو رو با عشق و احساسم

 

 

 

نـــــمی خواهم به جز من دوست دار دیگری باشی

برای لحـــــــظه ای حتی کنار دیگری باشی

نـــــمی خواهم صفای خـنـــد ات را دیگری بیند

نـــــــمی خواهم کـــسی نامش به لبهای تو بشیند

نــــــمی خواهم به جز من بگیرد دســـتـت تو دســــتی

نــــمی خواهم کــسی یارت شود در این راه هستی

نــــــــمی خواهم میان ما جدایی سایه اندازد

نــــــمی خواهم خیال دیگری بنیان عـــشــق مااندازد

 

 

وقتي نيستي هر چي غصه است تو صدامه

وقتي نيستي هر چي اشکه تو چشامه

از وقتي رفتي دارم هر ثانيه از رفتنت ميسوزم

 کاشکي بودي و ميديدي که چي آوردي به روزم

حالا عکست تنها يادگار از تو

خاطراتت تنها باقي مونده از تو

وقتي نيستي ياد تو هر نفس آتيش ميزنه به اين وجود

 کاش از اول نميدونستي من عاشق تو بودم

 

 

حلالم کن دارم میرم چقدراین لحظه دلگیره

گناهی گردن ما نیست همش تقصیر تقدیره

نگام کن لحظه ی رفتن چه تلخه این هم آغوشی

چه وحشتناکه دل کندن چقدر سخته فراموشی

پرازبغضم پرازگریه پرازتلخی وشیرینی

حلالم کن دارم میرم منوهرگز نمی بینی

حلالم کن اگه دستام به دستای توعادت کرد

آخه دنیای عاشق کش به ما دوتا خیانت کرد

کلاف آرزوهامو چراهیشکی نمی بافه

برای ما دوتا عاشق جدایی دورازانصافه

تمام سهم من از تو فقط همین اشکامه

 

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر 1390 ساعت 23:27 توسط مهدیه |

تلخی روزگار....

 

میبوسمت از راه دور، جات اینجا خیلی خالیه

با اینکه دوری از چشام ، تصویرت اما عالیه

میبوسمت از راه دور، لبهام به اینم راضیه

این بوسه ها از راه دور، شیرین ترین دل بازیه

کاش اینجا بودی پیش من،دستاتو میدادی به من

حرفامومی فهمیدی و ..میگفتی ازمن دل نکن !

میبوسمت از راه دور،وقتیکه چشمام روهمه

خیلی ازم دوری ولی،این فاصله خیلی کمه !

میبوسمت از راه دور، این کار هر روز منه

چشمام همیشه چشم به راس،تنها به در زل میزنه

چشمام و میدوزم به در،شاید یه کم دلخوش بشن

شاید که اینبار آینه ها، مارو بهم نشون بدن

شاید ببینم پیشمی،اینجا نشستی رو به روم

شاید که رویاهای من ،اینبار نمونه ناتموم

خداحافظ برو عشقم برو که وقت پروازه

برو که ديدن اشکات منو به گريه ميندازه

نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست

نميشه بعد تو بوسيد نميشه بعد تو دل بست

منو تنها بذار اينجا تو اين روزاي بي لبخند

که بايد بي تو پرپرشه که بايد از نگات دل کند

حلالم کن اگه ميري اگه دوري اگه دورم

اگه با گريه ميخندم حلالم کن که مجبورم

نگو عادت کنم بي تو که ميدوني نميتونم

که ميدوني نفسهامو به ديدار تو مديونم

فداي عطر آغوشت برو که وقت پروازه

برو که بدرقه داره منو به گريه ميندازه

برو عشقم خداحافظ برو تو حلالم کن

خداحافظ برو اما حلالم کن حلالم كن
 
 
 
 

هوایت که به سرم می زند

دیگر در هیچ هوایی،

نمی توانم نفس بکشم!

عجب نفس گیر است

هوایِ بی توئی!

+ نوشته شده در شنبه پنجم شهریور 1390 ساعت 22:54 توسط مهدیه |

برای ...

 

 

من تا آمدنت چشم به راهت هستم

با دیدن جای خالی نگاهت مستم

زنده ام با یاد آنروز که با هم بودیم

من به آنروز که بیایی چشم امید بستم

یاد آنروز که غم غصه ز من می راندی

بهر یک لبخند من شعر امید می خواندی

قدر آن لحظات را وقت وداع فهمیدم

ولی ای کاش همیشه پیش من می ماندی

روز در یادم وشبها تو به خوابم هستی

من که تا آمدنت چشم به راهت هستم

 

 

مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم

با خیال تو ولی تنهای تنها میروم

در جوابم شاید حتی نگویی کیستی

شاید حتی بگویی لایق من نیستی

مینویسم من که عمری با خیالت زیستم

گاهی از من یاد کن وقتی که دیگر نیستم

 

 

شبی غمگین  شبی بارانی و سرد

 مرا در غربت فردا رها کرد

دلم در حسرت دیدار او ماند

مرا چشم انتظار کوچه ها کرد

به من می گفت تنهایی غریب است

ببین با غربتش با من چه ها کرد

تمام هستی ام بود و ندانست

که در قلبم چه آشوبی به پا کرد

و او هرگز شکستم را نفهمید

 اگر چه تا ته دنیا صدا کرد ...

 

 

آنگاه که غرور کسی را له می کنی

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری

آنگاه که حتی گوش ات را می بندی تا صدای خرد

 شدن غرورش را نشنوی

آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده

می گیری

می خواهم بدانم

دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی

تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟

 

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

طاقت بیار دنیا که اینجور نمی مونه

به جز خدا حال دلامونو که هیچ کس نمی دونه

طاقت بیار نذار دلت خسته بشه ازاین جدایی

منم دلم تنگه برات ، چاره چیه به جز صبوری

طاقت بیار نذار که غم تو دل تو لونه کنه

آرزوی دلم اینه خنده رو لبهات بمونه

دنیارو پیش کش می کنم فقط واسه خنده ی تو

تو پادشاه دلمی ، منم "فقط" بنده ی تو

کوتاه شعرم می دونم ، قافیه ها جور نمی شه

آخر شعرم همینه ، "دوست دارم تا همیشه"

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم مرداد 1390 ساعت 23:29 توسط مهدیه |

افسوس...

 

کاش نمی گفت مسافره

تو این زمونه عابره

کاش نمی گفت نگاه من

واسش تو دنیا نادره

کاش نمی گفت یه عالمه

توی دنیا براش غمه

کاش نمی گفت بوسه ی من

واسش مثل یه مرهمه

کاش نمی گفت که سرنوشت

هر چی که خواست براش نوشت

اونم بره تویه بهشت؟!؟!؟!؟

کاش نمی گفت مرگ هم داره

واسش بهونه می یاره

کاش نمی گفت با چشم خیس

تا به ابد دوستم داره........

 

 

 

اگه گفتم خداحافظ نه این که رفتنت ساده است

 نه این که میشه باور کرد دوباره اخر جاده ست

خداحافظ واسه این که دل نبندی به رویاها

بدونی بی تو وبا تو همینه رسم این دنیا...!!

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 ساعت 15:42 توسط مهدیه |

عشق بی انتها..

 

 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن

به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن 

 

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق

تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟ 

 

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت

بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت 

 

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس

تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس 

 

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم

وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم 

  

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم

قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

 

برای زیستن دوقلب لازم است:

قلبی که دوست بدارد.....

و قلبی که دوستش بدارند....

قلبی که هدیه کند.....

و قلبی که بپذیرد.....

قلبی برای من....

وقلبی برای انسانی که میخواهم.....

+ نوشته شده در جمعه ششم خرداد 1390 ساعت 1:43 توسط مهدیه |

دوستت دارم.....

 

 

خدا ما را برای هم نمی خواست

فقط می خواست همو فهمیده باشیم

بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست

فقط خواست نیممونو دیده باشیم

تمام لحظه های این تب تلخ

خدا از حسرت ما با خبر بود

خودش ما را برای هم نمی خواست

خودت دیدی دعامون بی اثر بود

چه سخته مال هم باشیمو بی هم

می بینم می ریو می بینی میرم

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت 1390 ساعت 20:52 توسط مهدیه |